یادداشت ها

مگر احساس گنجد در کلامی؟

دیشب من و داداشم تصمیم گرفتیم  یه اینترنت سه ساعته نامحدود بگیریم و توی یوتیوب کنسرت ببینیم با کیفیت اچ دی...
موسیقی های معرکه ای شنیدم...وای که هنوز هم دارن توی سرم میچرخن
اولیش یکی از سوناتا های فرانتس لیست بود. اما دومین کنسرتی که دیدیم ، پیانو کنسرتوی باخ BWV 1052 بود ، معرکه بود ، مخصوصا موومان دومش ، آخ هنوز تِمِش داره قدم هامو کنترل میکنه. دیوانه کنندست...
این لینک یوتیوبش : 


پیانیست رو تاالان ندیده بودم و نمیشناختمش اما عالی نواخت ، به نظر بی نقص میرسید و حس رو خیلی خوب منتقل کرد بهمون.
توی آرشیوم گشتم نتونستم پیانو کنسرتو رو به صورت ام پی تری پیدا کنم ولی ویولون کنسرتوش رو یافتم... اون هم معرکه اس...
انگار نه انگار باخ برای 200  و اندی سال پیشه ، موسیقی اش زنده است ؛ موسیقی اش زنده است و داره منو به آسمون میبره ، تنم رو میلرزونه


+ داشتم پیانو تایلز بازی میکردم که به این سوناتای بتهوون برخوردم و آی با قلبم داری چکار میکنی؟
محوش شدم ، مثل دیدن عزیزترین دوستی که سالها از دیدنش محروم باشی و پر از حرف ها و احساس های نگفته باشی 
انگار که سرتو میذاری روی شانه هاش و برایش میگویی از همه رنج هایی که در نبودنش کشیدی 
مثل مست شدن از بوی اوست در یک روز مه آلود و سرد...
چی دارم میگم؟


+ دو آهنگ توی یک روز؟ نکنید این کارو با من...

* عنوان پست از شعرِ فریدون مشیری :
مگر احساس گنجد در کلامی؟
مگر الهام جوشد با سرودی؟ 
مگر دریا نشیند در سبویی؟
مگر پندار گیرد تار و پودی؟ 
چه شوق است این، چه عشق است این، چه شعر است؟
که جان احساس کرد، اما زبان گفت! 
چه حال است این، که در شعری توان خواند؟
چه درد است این، که در بیتی توان گفت؟


با صدای وزش باد

اینجا بنشینی ،

 هوای تمیز را نفس بکشی ، 

با صدای وزش باد و امواج دریا

این پولونیز شوپِن را پخش کنی...

غرقش شوی


Chopin - 01 - Andante Spianato,Op.22-In Eb

Chopin - 02 - Grande Polonaise,Op.22-In Eb-Allegro moderato

Piano Forest


بعضی مسائل توی زندگی ما هستند که ، با اینکه بهشون آگاهیم ، با اینکه اگه بیان بهمون بگن میگیم خب اینو که میدونیم ، بله درسته و از این حرفها! اما بخاطر شرایط جامعه و محیطی که داریم زندگی میکنیم ، فراموش میکنیم. مثلا احساس هایی مثل حسادت ، رقابت که از سنین کودکی یکجورهایی در ما به وجود اومده و توسط خانواده ها و جامعه گاها تقویت میشه.

اما در این انیمیشن ، این حسِ زیبای دوستی و رقابت سالم وجود داشت و من از دیدنش واقعا لذت بردم ، با وجود اینکه  دوستت رقیبته ، اما تشویقش میکنی که بهترین تلاشش رو بکنه ، بهش کمک میکنی که بهتر بشه و میدونی که رقیب اصلی تو ، کسی نیست به جز خودت

و این یکی از اصول انسان بودنه ، انسان شدنه.


+ اون صحنه که استاد داشت برای کای آهنگ های موتزارت و مندلسون و بتهوون رو میزد ، هر وقت می شنوم محو میشم و مسحور اما وقتی شوپن نواخته میشه ، مثل اقیانوسیه که توش غرق میشم...

کلا با موسیقی های کلاسیک این انیمیشن توی فضا بودم ^_^

از یادداشت های کافکا

با یادداشت های کافکا زندگی کردم ... خوندنش از آبان ۹۵ تا خرداد ۹۶ به طول انجامید و الان یجورایی دلم براش تنگ شده.

برخی کلمات و جمله هاش آدم رو تیکه پاره* میکرد و این تیکه تیکه شدن ها ، چه حسِ خوبی داشت! یه درد لذت بخش و مشترک بود شاید...

بعضی جاها بغضی عجیب گلویم را میگرفت و گاهی زل میزدم به یک جمله و بارها می خوندمش و میخواستم بخاطر اون جمله از کافکا تشکر کنم!


آن قسمت هایی که کافکا احساسش را می‌نوشت بیشتر دوست داشتم تا توصیف وقایع اطرافش ، خودِ کافکا را جذاب تر از محیط اطرافش می‌دیدم...


+ فکر کنم او بخشی از وجود همه ی ماست ...

* عبارت خوبی برای بیان حسم بود ، از یکی از کامنت های دوستانم بود.

ابزار شکنجه را روشن نگذارید

خواهشا تلویزیون رو ۲۴ ساعته روشن نزارید.

هر وقت هم که واقعا بهش نیاز دارید و روشنش می‌کنید لطفا صداش رو کم کنید.

+ یکی از وسیله های شکنجه است این تلویزیون :/

یادداشت های کافکا (یادداشت های سفر)

یادداشت های کافکا (1922)

یادداشت های کافکا (1917-1921)

Fight Club

We're the middle children of history, man. No purpose or place. We have no Great War. No Great Depression. Our Great War's a spiritual war... our Great Depression is our lives.

ما بچه های وسط تاریخ هستیم ، هیچ جنگ بزرگی نداریم ، رکود شدید نداریم ، جنگ بزرگ ما یه جنگ روحیه ،رکود شدید در زندگی خود ماست


It's only after we've lost everything that we're free to do anything.

وقتی که همه چیز رو از دست میدیم اون وقته که آزادیم هر کاری  بکنیم...

Fight Club (1999) - David Fincher

چه دانستم؟

ای کاش صدایش را ضبط کرده بودم

ای کاش همان اولین وآخرین باری که صدایش را شنیدم ، نگهش می داشتم...

چه می دانستم یک روز می رسد که دل تنگ می شود ؟


+ در راستای این پست...

۱ ۲
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan