یادداشت ها

قوریِ کلاسِ آنالیز

استاد : یک تابع مثال بزنید که فقط در یک نقطه مشتق پذیر باشد.

دانشجو : مثلا تابعی که در اعداد گویا ، برابر با ایکس است و در اعداد گنگ برابر با صفر.

استاد: این تابعی که شما گفتی در نقطه صفر پیوسته است ولی مشتق پذیر نیست.

دانشجو: چرا مشتق پذیر نیست؟

استاد: شما به چه دلیل گفتید مشتق پذیره؟


سر کلاس آنالیز ریاضی این صحبتها شد، خیلی منطقی به نظر میرسه که وقتی کسی ادعایی میکنه، مسئولیت اثبات به عهده همون فرده. البته اگر فردِ مقابل برای ردِ ادعا هم بتونه دلیلی بیاره لطف کرده بهمون ولی باید توی زندگیمون ، کارمون، حرف زدنمون و عقایدمون برای ادعاهامون دلیل محکم داشته باشیم. اگر روزی اکثر مردم این یک منطقِ ساده را بفهمند و اجرا کنند ، زندگی راحت تر و بهتر میشد ، خالی از خرافات و حرفهای نابه جا و غلط و در غیر اینصورت این حرفها آنچنان در جامعه شیوع پیدا میکنند و همه گیر میشود که اگر چند انسان عاقل هم بخواهند درستش کنند یا به سختی میشود یا اصلا نمیشود.

به قول فرانتس کافکا :

مردم خسته تر و پریشان تر از آنند که فکر کنند ، برای همین به خرافات پناه میبرند.

دانش خطرناک و فانوس گلستان

می خوام دو مستند اخیر رو که دیدم بهتون معرفی کنم. اولیش مستند Dangerous Knowledge هست که به زندگی گئورگ کانتور ، بولتزمان ، کورت گودل و الن تورینگ میپردازه. همه ریاضیدان بجز بولتزمان که فیزیکدان بوده.

زمانی که منطق محدودیت های منطق را افشا کرده بود ، تلاش برای قطعیت ، عدم قطعیت را افشا کرده بود

واقعا مستند قابل تاملی هست ، خوب هم ساخته شده

زندگی این 4 نفر از هم جدا نبوده و ریاضیدان هاش یجورایی کارهای همدیگه رو دنبال میکردند، گودل کارِ کانتور رو برای اثبات فرضیه پیوستار و تورینگ هم کارهای گودل رو در زمینه ی مسائل حل شدنی و حل ناشدنی

و همگی راهشون به دیوانگی و طرد شدن از جامعه کشیده میشه.

زیاد توضیح نمیدم چون دیدنش به مراتب جذاب تر خواهد بود.

از اینجا دانلود کنید.


+ خیلی مهمه ، اینکه پیشینیان ، یا حتی خودمون! وقتی چیزی رو نمی دونیم به خدا نسبت میدیم...

مثلا نیوتن ، نمیتونست بفهمه چرا سیارات از مدارشون خارج نمیشن و توضیح دقیق علمی اش رو پیدا نمیکرد ، گفت که :

وقتی سیارات از مدارشون خارج میشند ، خداوند میاد و برشون میگردونه به مدارشون!

یا در همین مستند ، گالیله اولین شخصی بود که با مسئله نامتناهی برخورد میکنه و متوجه میشه که برداشتش به یک تناقض عظیم در ریاضیات منجر میشه و گالیله با خودش گفت : ما از درک مفهوم نامتناهی عاجز هستیم شاید بهتر است بگوییم خداوند نامتناهی را درک می کند اما ما با ذهن متناهی خود قادر به درک آن نیستیم!

و مفهوم نامتناهی را رها کردند! تا زمانی که کانتور وارد میشه.

وای که چقدر مسیرِ علم زیبا و قشنگه ، حتی اشتباهاتشون هم شایان تحسینه :)



مستند دوم هم که فرا عالی بود برای من ، وجود ایرانی من زنده شد ^_^ زیادی غرب زده شده بودم نجاتم داد ;)

مستند فانوس گلستان که درباره ی استاد پرویز شهریاری بود ، از بزرگترین معلمان و ریاضی دانان کشورمون که ای کاش زودتر میشناختمشون.
چقدر این مرد بزرگ بوده و صبور .

و چه قدم هایی رو برداشته برای پیشرفت علم و دانش در ایران و بارها و بارها با بی احترامی مواجه شدند ، اما صبور بودند و واقعا به فکر مردم و دانش بودند.

معلم واقعی یعنی ایشون اصلا ^_^

تصمیم دارم در آینده کتابهاشون رو بخونم و درموردشون بیشتر بدونم ، کسیه که میتونم خیلی چیزها ازش یاد بگیرم...

حیف که دیگر در بین ما نیستند...

از این متعجبم ، که چرا توی دانشگاه ، دبیرستان یا  تلویزیون یا هر جای دیگه من اسمی از ایشون نشنیده بودم؟ واقعا باید این مستند رو بی بی سی پخش کنه آخه؟؟

کاش بیشتر بشناسیم همچین افرادی رو...

این هم لینک مستند از یوتیوب : فانوس گلستان


مجموعه تهی

من: بی نهایت رو دوست دارم ، صفر رو دوست دارم، نقطه ی تنها رو عاشقم ، مجموعه ی تهی رو هم دوست دارم!

دوستم میگه : ولی من اصلا مجموعه ی تهی رو دوستش ندارم اگه نبود خیلی بهتر بود. مثلا وقتی ارزش رو یک مجموعه درنظر بگیریم ، وقتی یکی بهت میگه طرف ارزش داره ، ممکنه ارزشش تهی باشه. اگر تهی جز مجموعه ها نبود دیگه نمیگفتن ارزش داره، میگفتند ارزش نداره!

در جوابش گفتم: ولی وقتی حرف از ارزش میشه ، اگر مجموعه ی تهی رو هم درنظر داشته باشی و همیشه توی ذهنت باشه بجای اینکه فکر کنی یه نفر ارزش داره میری و با اعضای مجموعه اش آشنا میشی. باید توی این زندگی همیشه چشمهات باز باشه. نه فقط درمورد ارزش درمورد هرچیزی. وقتی در مورد ارزش کسی صحبت میشه باید سریع بخوای برات اعضای مجموعه ی ارزش هاش رو مشخص کنند. حتی ممکنه بعضی از اعضای مجموعه رو به عنوان ارزش قبول نداشته باشی، درست مثل اینکه یکی بیاد عدد پی یا نپر رو توی مجموعه اعداد گویا قرار بده ولی تو قبول نمیکنی و تو ممکنه مجموعه ی ارزش هاش رو تهی ببینی. زندگی اینجوریه و من همونجور که هست ، دوستش دارم ، حتی تهیِ تهی...


+ اینکه ارزش به عنوان یک مجموعه مثال ما بود ، خودش داستانی داشت!


+ هر چند دوستان استدلال او را به من ترجیح دادند اما ، این روزها اطرافیانم معمولا تفکرات دیگری را بر من ترجیح میدهند! در هر صورت... مجموعه ی تهی را دوست دارم، مرا یاد همه چیز می اندازد!


+ بی نهایت رو دوست دارم چون در بی نهایت هر پیشامدی احتمال‌ دارد و ممکن می شود.
صفر را دوست دارم چون به من یادآوری میکند برخی آدم ها را ، در کنارشان باشی ، در بهترین حالت تغییر نمیکنی! ممکن است حتی تو را هم با خودشان صفر کنند و هویتت را از تو بگیرند!
نقطه ی تنها ، خودِ منم انگار...نقطه ای در فضاست که یک همسایگی حول آن نقطه وجود دارد که اشتراکش با هر مجموعه ی دیگری تهی است...

اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan