یادداشت ها

زندگی دوگانه ورونیک

The double life of veronique

ورونیک به پدرش : 

از چند وقت پیش، این حسِ غریب بِهِم دست داده که انگار تَک و تنها رها شده‌ام. درحالی‌که هیچ‌چی توی زندگیم تغییر نکرده.

The Double Life of Veronique (1991) / Krzysztof Kieślowski

 

یادداشتِ محسن آزرم برای این فیلم :

«زندگی دوگانه‌یِ ورونیک» جادویِ مَحض است؛ فیلمی سراسر راز و رَمز و چُنان خیره‌کننده که نمی‌توان از تماشایش دل کَند. هر دیداری با فیلم، فُرصتِ تازه‌ای‌ست تا رازهایی دیگر رُخ بنمایند و خودی نشان بدهند، بی‌آن‌که فکری برایِ رازگُشایی کنند.  سینمایِ «کریشتُف کیشلوفسکی»، اساساً، چُنین سینمایی‌ست، سینمایی سراسر پُرسش که غمی آشکار در آن به‌چشم می‌آید. فیلم‌هایی که مرثیه‌خوان نیستند، امّا نگرانند؛ نگرانِ موقعیت‌هایِ انسانی که از دست می‌روند و آدم‌هایی که به آخرِ خط رسیده‌اند.

در این دُنیایِ ترسناک، چیزی که می‌تواند مرهَمی باشد بر دردها، همین احساس‌هایِ مُشترک است؛ حِسّی که آدمی را از این‌سویِ زمین، به آدمی دیگر در آن‌سو پیوند می‌زند. ‌چیزی بهتر و خوشایندتر و دل‌پذیرتر از این سُراغ دارید؟

 

«زندگی دوگانه‌یِ ورونیک» شاهکاری‌ست درباره‌یِ این حِسِ غریب و گُنگ و مُبهم که نه توضیح‌دادنَش مُمکن است و نه سَردرآوردن از آن آسان است. فیلم، به‌سادگی، این نظر را طرح می‌کند که آدم‌ها می‌توانند در گوشه‌ای دیگر «هَم‌زاد»ی داشته باشند و حتّا مُمکن است این دو هَم‌زاد، روزی، در یک نُقطه‌یِ زمین باشند، بی‌آن‌که یک‌دیگر را درست‌وحسابی ببینند و از دیدنِ هم شگفت‌زده شوند. و این همان اتّفاقی‌ست که برایِ «ورونیکا» و «ورونیک» می‌افتد...

ورونیکا، در حالِ قدم‌زدن است که ناگهان چیزی می‌بیند و به تماشا می‌ایستد.اتوبوسِ توریست‌ها آن‌سویِ میدان ایستاده و دارد مُسافر‌ها را سوار می‌کند.  قرار نیست هیچ توریستی در تظاهراتِ مردم آسیب ببیند. امّا آن‌چه مایه‌یِ حیرتِ ورونیکا می‌شود، دخترکی هم‌شکلِ اوست که دوربین به دست دارد و از هر چیزی عکس می‌گیرد. تا ورونیکا بجُنبد، ورونیک عکسی هم از او انداخته‌ست. ورونیکا، حیران‌تر از آن است که از ماجرا سَردرآوَرَد. و کمی بعد، در نخستین کُنسرتی که اجرا می‌کند، می‌میرد و بعد از این، ما فقط باورونیک سَروکار داریم. بعد از این‌ست که می‌فهمیم هر دو مادرهای‌ِشان را از دست داده‌اند، هر دو مادر بیماری قلبی داشته‌اند و هر دو دختر هم این بیماری‌ها را به ارث برده‌اند.

ورونیکا و ورونیک، هردو، صدایِ خوشی دارند. ورونیکا چشم‌به‌راهِ نخستین کنسرت است و در میانه‌یِ همین کنسرت آن بیماری قدیمی او را از پا می‌اندازد. ولی ورونیک نمی‌خواهد خوانندگی را ادامه دهد،‌ و ترجیح می‌دهد مُعلّم باشد نه خواننده. هردو، توپِ پلاستیکی کوچکی دارند که زیباست. ورونیکا همیشه با این توپ خوش است و دنیا را، گاهی، با این توپِ کوچک می‌بیند. ولی توپِ ورونیک در گوشه‌یِ کیفَش جا خوش کرده‌ست و او هیچ اعتنایی به این توپ نمی‌کند. این دو هَم‌زاد، حلقه‌ای طلایی هم دارند که بی‌دلیل آن را به زیرِ چشم می‌کشند. شباهت‌هایِ آن‌ها، بیش‌تر از این‌هاست. امّا برای بیش‌تر لذّت‌بردن از فیلم که نباید به‌دنبالِ شباهت‌ها بود؛ باید تفاوت‌هایِ این دو هَم‌زاد را پیدا کرد. کلیدِ فیلم، شاید، در همین چیزهاست: این‌که چرا ورونیکا روحی آزادتر دارد و ورونیک پای‌بَندتر است. اصلاً همین‌که در یک‌سوّمِ ابتدایی فیلم، ورونیکا رها می‌شود و زندگی ورونیک به‌نمایش درمی‌آید، نشانه‌یِ این‌ست که نباید دنبالِ شباهت‌ها گشت.ورونیکا، نمونه‌یِ کامل‌شُده‌یِ ورونیک‌ست؛ آدمی به‌شدّت شکننده با  ویژگی‌هایِ خاصّ و رفتارهایی که فقط خودش از آن‌ها سَردرمی‌آوَرَد. از راه‌رفتن زیرِ باران گرفته تا حسِ سرخوشی که از ریختنِ گَرده‌های گَچ روی سرش به او دست می‌دهد. حتّا مرگِ او هم نوعی سَرخوشی‌ست؛ به همین سادگی...

حالا، فهمِ آن جُمله‌ی ورونیک که در ابتدایِ یادداشت آمده، آسان‌تر است؛  هیچ‌چیز، ظاهراً تغییر نکرده. زندگی، همان زندگیِ سابق است، امّا این حسِ تک‌افتادگی، این حسِ تنهایی، سرِ جایش هست بدونِ این‌که ورونیک بداند جایِ خالیِ ورونیکا را نمی‌شود هیچ‌جوری پُر کرد. زندگی ادامه دارد و همیشه چیزی هست که این تنهایی و تک‌افتادگی را به یادِ آدم بیندازد. تاب‌آوردنِ زندگی، گاهی، کارِ آسانی نیست اصلاً... 

 

+ اولین فیلمی بود که 2 بار پشت سر هم دیدم و از معدود فیلم هایی که تیتراژ پایانی را چند بار پخش کردم تا موسیقی اش تمام نشود...

 

موسیقی اش را بشنوید و دیگر زنده نمانید...

 


دریافت

 

نگاهش


+ موسیقیش رو از دست ندید :)

 


دریافت

بچرخ ، بخوان ، فکر کن*

یک ساعت و نیم مستندی از ضیط پیانو کنسرتوهای باخ توسط دیوید فِرِی رو دیدم
این لینک یوتیوبش کلیک

بگذریم از بقیه چیزاش..
دارم باور پیدا میکنم که بهشت برای من ، همان موسیقی باخه...

+ دو روزه سرماخوردم الکی...کتاب میخونم و فیلم میبینم و موسیقی گوش میکنم و همین!

+ داشتم فکر میکردم که بهترین سن آدما جوونیشون نیست ... میانسالیه، حدودا بین 30 و 40
زمانی که پخته شدی ، باتجربه تری ، آزادتری و مستقل تر
نمیدانم اما از تصورکردن 30 سالگی ام ذوق میکنم!!

+ تا حالا به کشتن همه آرزوهاتون فکر کردید؟ این که فقط در لحظه زندگی کنید و هیچ آرزویی نداشته باشید؟

+ از نوشتن افکارم میترسم، مینویسم و پاک میکنم ، مینویسم و پاک میکنم...
از خودم خجالت میکشم ، از افکارم ، از دغدغه هام
حتی خودمم برای خودم خسته کننده شدم..
مثل یه زندانی تشنه که مدام داره داد میزنه یا ناله میکنه که آب ، آب...
انگار هیچوقت آب بهش نمیرسه
صداش خسته کننده شده ...

* swing , sing and think


We Should Waltz

باید می‌رقصیدیم

تو می‌خندیدی

من یک دل سیر نگاهت می‌کردم

و میمردم.

+ عکس از فیلم The Notebook

+ پرلود اپوس ۲۸ شماره ۴ از شوپن را بشنوید...



دریافت

دردت به جانم

شبیهِ تو شدم!
خسته...تقریبا همیشه خسته...
چی کشیده بودی جان دلم؟ دردت به جانم...



دریافت

I hurt myself today 
To see if I still feel 
I focus on the pain 
The only thing that's real 
The needle tears a hole
The old familiar sting 
Try to kill it all away 
But I remember everything

What have I become 
My sweetest friend 
Everyone I know goes away 
In the end 
And you could have it all 
My empire of dirt 
I will let you down 
I will make you hurt

I wear this crown of thorns 
Upon my liar's chair 
Full of broken thoughts 
I cannot repair 
Beneath the stains of time 
The feelings disappear 
You are someone else 
I am still right here

What have I become 
My sweetest friend 
Everyone I know goes away 
In the end 
And you could have it all 
My empire of dirt 
I will let you down 
I will make you hurt

If I could start again 
A million miles away 
I would keep myself 
I would find a way

Still a little bit of your words I long to hear



+ بشنوید :)

اتود های شوپن

چند اتود از شوپن که گلچین کردم براتون :


F. Chopin - Etudes Op.10 No.2 in A minor

F. Chopin - Etudes Op.10 No.3 in E major

F. Chopin - Etudes Op.10 No.4 in C sharp minor

F. Chopin - Etudes Op.10 No.12 in C minor


F. Chopin - Etudes Op.25 No.1 in A flat major

F. Chopin - Etudes Op.25 No.5 in E minor

F. Chopin - Etudes Op.25 No.7 in G sharp minor

F. Chopin - Etudes Op.25 No.11 in A minor


F. Chopin - Etudes No.12 in C minor


اتود در زبان فرانسه به معنای تمرین است، قطعه ای که برای پرورش مهارت های نوازنده ساخته می شود .

اتودهای اپوس 10 اختصاص داده شده است به فرانز لیست و از بین آنها ، اتود 1-10 اختصاص ویژه ای به او داده شده است . چندین سال بعد وقتی اتودهای شوپن کامل شدند ، لیست همه ی آنها را بدون هیچ گونه عیب و ایرادی می نواخت . شوپن در این باره می گوید : " لیست تمام اتودهای مرا بی نظیر می نوازد و مرا از احترام و اندیشه های محترمانه دور می سازد . باید این شیوه را که با آن اتودهای مرا نواخته ، از او بدزدم."

الهام بخش آفرینش اتودها توسط شوپن ، معمولا ماجراها و اتفاقاتی است که برای او رخ می داده و او به ناچار مجبور بود درونیات و احساسات خود را بر سر پیانو خالی کند.


+ اتود اپوس 25 شماره 7 را خیلی خیلی دوست دارم ، شماره 11 هم شگفت زده میکند هر بار.

   حوالی 1831  مردم لهستان انقلابشون در برابر روسیه نافرجام میمونه. شوپن تحت تاثیر این واقعه ، اتود اپوس 10 شماره 12 را می نویسد.

   اپوس 10 شماره 3 هم از آنهایی است که باید شنید... بسیار زیباست.

You could be my favourite place I've ever been

به پیشنهاد سحر عزیز ، تصمیم گرفتم فول آلبوم دیمین رایس رو دانلود کنم ، 

ناخودآگاهم انگار قصد خودآزاری داره!! میدونه حتی صدای دیمین رایس اونم توی پاییز میتونه ....


+ این آهنگ متعلق به توئه :)


Damien Rice - My Favorite Faded Fantasy

This Love

رفتم سراغ آهنگ هایی که قبلها گوش میکردم ، به این که رسیدم...


Taylor Swift - This Love

دو پست قبل هم ببینید :)

فراتر از ستاره می نشانیَم

داشتم کتابی را میخواندم ، 

گفتم موسیقی همراهش کنم ، پرلود و فوگ شماره 4 یوهان سباستین باخ پخش شد ، 

دیگر من ، انگار من نبودم ... نفس هایم به شماره می افتاد و گاه حبس میشد

و در ذهنم ، عالمی بود افسونگر... در خلسه بودم ، این همه زیبایی؟ کمال؟

 

 


دریافت

 


دریافت

 

+ قبلا چندین پرلود و فوگ آپلود کرده بودم ( ضبط شده با هارپسیکورد) [این پست]

اما این با پیانوست و اجرای گلن گولد ،

صدای آهسته ی خودِ گولد رو هم میشنوم توی این ضبط ها ، حس خوبی بهم میده.

 

+ میتوانم ماه ها را با همین پرلود و فوگ ها سپری کنم ...

   می تواند کاری کند که دیگر هیچ نخواهم ، به هیچ چیزِ دیگری حتی فکر هم نکنم

    هر چیزی را جز این تِم و موسیقی به فراموشی بسپارم...

۱ ۲ ۳
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan