یادداشت ها

دوستت می دارم بی آنکه بخواهمت

دو شب پیش ، وقتی که دیگه اصلا انتظارشو نداشتم بهم پیام داد...
میدونید؟ شاید بزرگترین ترس من این بوده که فراموش بشم ، دیگه دوست داشته نشم ...
اما اون شب ، وقتی بعد اسمم "جان" گذاشت ، وقتی گفت امیدواره که حالم خوب باشه ، وقتی گفت جواب ندادناش بخاطر لج بازی با من نبوده و میخواست که من خودم طردش کنم ، وقتی که گفت فراموشم نکرده ، وقتی که بخاطر اومدن و رفتنش که مثل صاعقه بود ازم عذرخواهی کرد ، وقتی گفت رفته تا من همون ستاره کنجکاو دوست داشتنی و بهترین دوستش باقی بمونم...
و بعدش برام آرزو کرد که انتخابای بعدیم بهتر باشه...


وقتی اینا رو میخوندم یه آرامش و لبخند عمیقی سرتاسر وجودمو فرا گرفت ، تونستم درکش کنم... اون شب جوابش ندادم ، گذاشتم برای فردا که بتونم منطقی بهش جواب بدم دور از هرگونه احساسات بی منطق!
و بهش گفتم چقدر خوشحالم از اینکه تونستم یک مرد رو بشناسم... با خیلی ها فرق میکرد و افرادی مثل اون واقعا کم پیدا میشن... 
همینطور گفتم که کاری که کرده منطقی ترین و خردمندانه ترین کار بوده :)

و بعد ازم تشکر کرد و گفت که خوشحالش کردم ...

قصدم خوشحال کردنش بود :)

و الان حس خیلی خیلی بهتری دارم ... هیچ رابطه ای که دوست داشتنش واقعی بوده نباید یهویی تموم شه ، باید خیلی قشنگ و منطقی و دوست داشتنی تموم شه!!!

هر چند توی حرفامون هر دو اشاره کردیم که هنوز همدیگه رو دوست میدونیم ،اما نمیدونم آیا دوباره باهم همکلام خواهیم شد یا نه؟

+ یکی از بحران هام حل شد به همین سادگی!!!
این رابطه به جز زن و شوهری ... هم شروعش، هم امتدادش و هم پایانش بحرانه !!!
بله تقریبا حق باشماست... ولی خب فکر میکنم هردومون تقریبا باهاش کنار اومدیم ، تا حد زیادی بحران گذشته...
هیچ رابطه ای که دوست داشتنش واقعی بوده نباید یهویی تموم شه ، باید خیلی قشنگ و منطقی و دوست داشتنی تموم شه!!!


نکته ی کلیدی فقط همینه!
خیییلی خیلی کلیدی!!! واسه همین پررنگش کردم ;)
عشق،منطق،عقل،آسودگی 
فقط میشه گفت اینا با هم در تضادند و هیچ وقت با هم جور نمیشند..
ولی واقعا امیدوارم که دغدغه های زندگی تون چیزاییی باشه که مقصدش وصل و مفید و سرشار از امید باشه نه بوی تلخ ناامیدی از مشامش بلند شه....
البته ی سوال؟
رشته تحصلیتون چیه؟؟؟ علوم ریاضیات ؟؟ مهندسی کامپیوتر؟؟؟
به نظر من عشق خیلی حس جدایی نیست! نمیدونم چطور بگم... عشق یه فرآیند کاملا شیمیایی توی مغز ما انسانهاست... خوب این درهمه ممکنه به وجود بیاد و اکثرا عاشق میشن. اما بعضی ها قسمت منطقی ذهنشون قوی تره و میتونن بااین حس کنار بیان... هر انسانی میتونه چندین بار عاشق شه.. برای هر فردی تجربه ی عاشقانه اش متفاوته به نظر من... عشق برای همه یکسان نیست

رشتم ریاضیه 😊
از نظر علوم زیستی اثبات شده که عشق براثر ترشح بعضی از هرمون های خاص به وجود میاد...عشق فقط رابطه‌ عاشقانه بین یک جنس مذکر و مونث نیست....
بعضی دیوانه وار عشق خرید دارند؛ بعضی های عشق مطالعه و کتاب و...
گاها ممکنه که یک نفر به به طور همزمان به چندین چیز عشق بورزه...
عشق رو نمیشه به کلمات محدود کرد .عشق دامنه معنایی و حسیش بسیار گستردس ولی افراد فقط اونو تو ی رابطه خلاصه کردند
عشق اصلی همون عشق به جنس مخالفه ، بقیشون به قول فروید تصعید یا والایش شدن و به عشق به کتاب ، موسیقی ، هنر و... تبدیل شدن. من خودم خیییلی خیلی این والایش ها رو دوست دارم و فکر میکنم هنر حاصل عشقه.
درواقع عشق و محبت واسه ی تولید مثل شکل گرفته اما در طول زمان به شکل های مختلف دراومده.


سلام 
راستش یه سوالی ذهنمو مشغول کرده
وقتی باهم همراه شدید رابطه رو چطوری تصور میکردی چه نهایتی رو براش میدیدی؟ میدونی تو با اکثر دخترا تفاوت داری خیلی بعید میدونم که شبیه اونارفتار کرده باشی.
سلام کیمیا جان.
اول عذر میخوام که دیر جواب میدم... امیدوارم بخونیش...
نهایتی که من میدیدم ، خوب من واقعا احساسی که داشتم دوست داشتن بود ، امیدوار بودم ادامه پیدا کنه ، امیدوار بودم یروز از نزدیک ببینمش ، امیدوار بودم بتونم تا همیشه کنارش بمونم ولی خب نشد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan