یادداشت ها

سرتان را به دیوار پوچی نکوبید

 این شمایید که خودتان را رها می کنید! شرم آور نیست؟ شما بر و بازوی آن را داشته اید که با همه خطر های زندگی دست به گریبان شوید ، آن وقت با بزدلی می روید و سرتان را به دیوار پوچی می کوبید؟

پوچی یک دشمن است ، مثل دشمن های دیگر . گردنش را بگیرید و بپیچانید! ... پوزخند میزنید؟ ...شما اسلحه تان را به او تسلیم می کنید! ... دلم را به هم میزنید.


جان شیفته / رومن رولان / صفحه 1048

دوست داشتم مخالفت کنم با این حرف ها، مثلا بگم پوچی دیوار نیست که سرم رو بهش بکوبم یا نکوبم، مشکل دقیقا همینجاست پوچی شکل نداره. پوچی مثل خداست. در جسم نمیگنجه. در کلمه نمیگنجه. هیچ جا نیست، هیچ چیز نیست. تو ذهن آدمه ولی تو ذهن آدم نیست... و خلاصه ازین حرفا. 
منتها هیچ کدوم از جملات بالا رو نمیگم و نباید بگم چون این رمان رو نخوندم و نمیدونم چه دنیایی و چه عقلی پشت جملات رومن رولانه، فلذا سکوت میکنم واین کامنت رو هم نمیذارم.

:-)
به نظرم همینکه ما از پوچی حرف میزنیم ، خودش به پوچی مفهوم می دهد ...
آره پوچی مثل خداست ، خیلی ها پیش خدا دعا میکنند ، با خدا حرف میزنند ، از طرف خدا حرف میزنند گاهی... پوچی هم یه خیال باطله و البته خیلی ها درگیرشن! مهم ذهن آدمیه و اعمالش اینجا نه اینکه اون چیز واقعا هست یا نیست؟ هر چند ذهنش در اشتباه باشه که هست... این مفهومی که در ذهن شکل میگیره تبدیل به نحوه ی عملکرد ما انسانها میشه چه این مفهوم درست باشه چه غلط ، باید تحلیلش کرد و درموردش حرف زد چون تاثیر گذاشته.
کوبیدن سر حالا یه جور استعاره است اینجور نیست که پوچی جرم داشته باشه یا چیزی باشه...
مخاطب این جمله افراد مثلا روشن فکرین که از مرحله ی تفکر جلو تر نمیرن و بعضی ها به قول خودشون به پوچی میرسند ، و تلاشی برای عمل در جامعه و کمک به دیگران انجام نمی دهند و هدفی هم ندارند...

نمیدونم توضیحاتم در چه حد بود ولی خب اونچیزی که فکر میکردم رو نوشتم براتون :)

جوابی که به پرهام دادید فکر نمی کنید خیلی صریحِ ؟!

برای رسیدن به یه نتیجه ی واحد، به اندازه ی همه ی آدما راه وجود داره !

پوچی هم همینطوره ! پوچی یه واژه ی مشخصه البته ! اما خب می تونه خیلی گستره تر باشه !

نمیشه به همین سادگی حرف زد راجع بهش یا به نظرم این خیلی اشتباهه که بگیم: " آدمای مثلاً روشن فکری که به پوچی رسیدن " !

این حرف حتی در مورد کسایی که با تفکر به پوچی رسیدن هم، یه " قضاوتِ " اشتباهه !

خلاصه اینکه به نظر من حرف زدن راجع به آدما ُ افکارشون به همین سادگی ها نیست که یه نفر یه کتاب بنویسه ُ بقیه هم راجع بهش خیلی ساده اظهار نظر کنن :)

باهاتون موافقم. فردی رو داریم مثل کامو ، یکی رو هم داریم که آثار کامو رو میخونه و یه خیالی داره برای خودشو فکر میکنه فهمیده.
اگه موضوع رو پیچیده بکنیم به نتیجه هیچوقت نمیرسیم.
منظور من این بود که بعضی ها ، از مرحله تفکر جلوتر نمیرن و وارد عمل نمیشن.
من درمورد کتابی اظهار نظر نکردم فقط چون همچین آدمایی رو توی زندگیم دیدن ، کسایی که حرکت نکردن خودشون رو با پوچی توجیح میکنند :)

هرچند خود تفکر یک مرحله ی رو به جلوهه و در طول زمان ممکنه منجر به عمل هم بشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan