یادداشت ها

رهبران نظری و زیباشناختی

گرانت می‌گوید منطقی است که درون‌گرایان در هدایت اشخاص مبتکر، بسیار خوب هستند. درون‌گرایان به دلیل گرایش به گوش دادن به بقیه و عدم علاقه به در دست داشتن موقعیت های اجتماعی، احتمال بیشتری دارد که به پیشنهادات گوش بسپرند و آنها را بکار گیرند. هنگامی که از استعداد زیردستانشان سود می‌برند، پس احتمال بیشتری دارد که زیردستان را ترغیب کنند تا حتی بیشتر کنش‌گرایی داشته باشند. به عبارت دیگر ، رهبران درون‌گرا ، حلقه های موثری از کنشگرایی ایجاد می‌کنند‌

صفحه ۱۱۲


مطالعات نشان داده است که در واقع ، احتمال اینکه درون‌گرایان واقعیت های محرمانه ای درباره خودشان را در اینترنت بیان کنند، بیش از برون‌گرایان است، واقعیاتی که خانواده و دوستانشان از خواندن آن غافلگیر می‌شوند و گفته اند که می‌توانند "خودِ واقعی"شان را در اینترنت فاش کنند و زمان بیشتری را برای انواع خاصی از مباحثات اینترنتی بگذرانند. آنان از فرصت ارتباط دیجیتالی استقبال می‌کنند. همان فردی که هیچگاه دستش را برای ارائه سخنرانی در سالنی با جمعیت دویست نفری بالا نمی‌برد، ممکن است مطلبی وبلاگی برای دوهزار نفر و یا دو میلیون نفر ارسال کند ، بدون آن‌که در انجام این کار تردید داشته باشد. همان فردی که معرفی کردن خودش به غریبه ها برایش سخت است، ممکن است شخصیتی اینترنتی برای خودش دست و پا کند و سپس آن روابط را به دنیای واقعی گسترش بدهد.

صفحه ۱۲۲


برای برتری خلاقیت درون‌گرایان ، توضیحی وجود دارن که چندان بدیهی نیست، اما قدرتش انسان را به تعجب وا می‌دارد_ توضیحی که می‌تواند برای همه آموزنده باشد: 

درون‌گرایان ترجیح می‌دهند مستقل کار کنند و تنهایی می‌تواند برای آنها ابزاری برای نوآوری باشد. آن‌گونه که زمانی هانس آیزنک، روانشناس برجسته ، بیان کرد: درون‌گرایی "ذهن را روی وظایفی که در دست داریم متمرکز می‌کند و از پراکندگی نیرو بر مسائل اجتماعی و جنسی نامربوط ، ممانعت می‌کند." به بیان دیگر ، اگر در حیاط پشتی زیر درختی نشسته باشید ، و بقیه در حیاط خلوت خوش و بش می‌کنند ، احتمال بیشتری دارد که یک سیب روی سر شما بیفتد ( نیوتن یکی از بزرگترین درون‌گرایان دنیا بود. ویلیام وردزورث او را به عنوان "ذهنی که تا ابد ، به تنهایی در دریاهای ناشناخته سیاحت می‌کند" توصیف کرده است.)

صفحه ۱۴۱


وقتی برون‌گرایان  ، تمایل رسیدن به رهبری در حوزه های عمومی دارند ، درون‌گرایان متمایل به رسیدن به رهبری در زمینه های نظری و زیباشناختی هستند. رهبران برجسته درون‌گرا ، نظیر چارلز داروین، ماری کوری، پاتریک وایت و آرتور بوید، که زمینه های جدید فکری و یا تغییراتی در دانش موجود ایجاد کرده اند ، دوره های طولانی‌ای از زندگیشان را در تنهایی گذرانده اند.

بنابراین رهبری، تنها مختص موقعیت های اجتماعی نیست ، بلکه در موقعیت های غیراجتماعی تری همچون بهبود مهارت‌های جدید در هنر ، ایجاد اندیشه های جدید، نوشتن کتاب‌های پرمحتوا و کشف های مهم علمی نیز کاربرد دارد.

صفحه ۱۴۷


سوزان کین / سکوت

يكشنبه ۲۲ مرداد ۹۶ , ۲۱:۲۵ کِلاَوس بُودلِر
کتابش ترجمه شده؟ جالبه..
نمی‌دونستم. تدتاک مشهور و خوبی داره به‌نام قدرت درونگرایان، پیش‌نهاد می‌کنم ببینیش. از اون باهاش و بعد، با سایت‌ش آشنا شدم که بعضی وقت‌ها، به‌عنوان یک درون‌گرا، نکته‌ها و مطلب‌های جالب و حتا آروم‌کننده‌ای توش می‌خوندم. دیدن درون‌گرایی نه به‌عنوان «خجالت» یا ترس از داوری اجتماعی، بلکه یک شیوه‌ی متفاوت کارکرد ذهن و صرفا خلقیاتی دگرگونه که ویژگی‌ها و مزایا ومعایب خاص خودش رو داره، تا حدی مرهون همین خانوم کین بود، برای من

مرسی و خسته نباشی بابت تایپ :-)
بله اتفاقا چندین ترجمه هم دیدم ازش . من فقط همین کتابو دارم ازشون میخونم. تموم که شد میرم تدتاک و سایتشون رو هم حتما میبینم. ممنونم.
واقعا آروم کننده است مطالبش ، و دونستنشون لازم برای هر فرد درونگرا.

خواهش میکنم قابلی نداشت :)
جالبه. کاش اول تعربف نگارنده رو هم از درونگرایی میگذاشتید، به نظرم کلا درونگرایی باید تعریف بشه اول, به هرحال مرزی باید باشه بین درونگرایی سالم و هراس اجتماعی یا ناامنی مثلا... 
آره تعریف خیلی کاررو ساده تر میکنه ولی توی کتاب تعریف دقیقی ارائه نشده بود و گفته بود که محقق ها و روانشناسها کلا مسئله دارن توی تعریف درونگرایی و برونگرایی و به نتیجه ی واحد نمیرسند ولی یه چیز کلی که درباره درونگرایی و برونگرایی میشه گفت توی کتاب نوشته که :

یونگ می‌گوید درون‌گرایان به سوی دنیای درونی فکر و احساسات تمایل پیدا می‌کنند  و برون‌گرایان به زندگی بیرونی آدم ها و فعالیت ها. درون‌گرایان بر روی معنایی که از رویدادهای اطرافشان می‌فهمند ، تمرکز می‌کنند؛ برونگرایان خودشان به درون رویدادها شیرجه می‌زنند. درون‌گرایان باتری های خودشان را با تنها بودن دوباره پر میکنند؛ برون‌گرایان هنگامی که به اندازه کافی معاشرت نمی‌کنند ، نیاز به پر کردن آنها پیدا می‌کنند. 


یکجای دیگه در کتاب نوشته بود که ما حتی برونگرای خجالتی یا مضطرب داریم و درونگرای بااعتماد به نفس مثل بیل گیتس و ...
البته درونگراها چون معمولا موجودات حساسی هستند ، اتفاقات و شرایط نامطلوب میتونه تاثیر شدیدی روی روان و زندگیشون بزاره و تبدیلشون کنه به موجوداتی مضطرب و دارای هراس اجتماعی
یا حتی برعکس شرایط مناسب میتونه تاثیر مثبت دوچندانس توی زندگی این افراد داشته باشه.
حالا درمورد این قسمتها هم وقت شد حتما از کتاب میذارم دوباره. موضوعات خیلی جالبین.


+ آقا پرهام بلاگتون کجاست؟؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan