یادداشت ها

اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc

آخرین مطالب

به ذات خود وفادار بمانید

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ب.ظ

بلسکی به من گفت ، والدین کودکان واکنش پذیر شدید ، خیلی خوش شانس هستند. "زمان و تلاشی که صرف می‌کنند ، واقعا تفاوت ایجاد می‌کند. پدر و مادرها به جای اینکه این کودکان را آسیب‌پذیر در برابر ناملایمات بدانند ، باید آنها را _ در وضعیتهای بدتر ، اما همچنین در وضعیت های بهتر_ انعطاف پذیر بدانند." او به گونه ای فصیح ، والدین مطلوب یک کودک واکنش پذیر شدید را توصیف می‌کند: کسی که " می‌تواند حالات شما را بخواند و به فردیت شما احترام بگذارد؛ هنگام درخواست کاری از شما ، بدون اینکه برخورد خشن یا خصومت آمیزی داشته باشد ، صمیمانه و جدی است؛ کنجکاوی، دستاوردهای تحصیلی، خشنودی های بلند مدت و تسلط بر خود را ترویج می‌کند؛ و خشن ، بی توجه، یا دمدمی مزاج نیست." البته این اندرزها برای تمام پدر و مادرها عالی است ، اما برای پرورش کودکان واکنش پذیر شدید ، حیاتی است. 

صفحه ۲۰۴


این رشته مطالعات ، عینکی جادویی در اختیار شما قرار می‌دهد که با آن شخصیت خودتان را ببینید. زمانی که درونگرایی و برونگرایی را ترجیحی در سطوح مختلف انگیختگی ببینید ، پس از آن می‌توانید خودآگاهانه تلاش کنید خودتان را در محیط هایی سازگار با شخصیتتان قرار دهید_ که نه بیش از اندازه تحریک کننده باشند و نه کمتر از اندازه ، نه خسته کننده باشند و نه اضطراب آور. میتوانید زندگیتان را بر اساس چیزی سازماندهی کنید که روانشناسان به آن "سطوح بهینه انگیختگی" می‌گویند و من آن را " نقاط خوشایند" می‌نامم. باانجام این کار ، حس اشتیاق و سرزندگی بیشتری نسبت به قبل خواهید داشت.

نقطه خوشایند شما همان مکانی است که در آن به طور بهینه تحریک می‌شوید. احتمالا پیش از آنکه از این کار آگاه باشید ، به دنبال آن بوده اید. تصور کنید که با خشنودی روی ننویی دراز کشیده اید و رمانی عالی می‌خوانید. این یک نقطه خوشایند است. اما پس از نیم ساعت متوجه می‌شوید که یک جمله را پنج مرتبه خوانده اید؛ حالا کمتر از اندازه تحریک شده اید. پس با دوستی تماس میگیرید و برای خوردن غذا بیرون می‌روید_ به بیانی دیگر سطح انگیختگی خود را افزایش می‌دهید_ وقتی پنکیک بلوبری می‌خورید ، می‌خندید و حرف میزنید، دوباره به نقطه خوشایندتان بازگشته اید. اما این حالت خوشایند تنها تا وقتی پایدار است که دوستتان _برونگرایی که بسیار بیشتر از شما نیازمند تحریک است_ شما را به همراهی با او در مهمانی ای در محله مجاب می‌کند، جایی که حالا با موسیقی بلند و گروهی از غریبه ها روبه رو شده اید. 

همسایه های دوست شما مهربانند ، اما شما حس می‌کنید برای گپ زدن با صدایی بالاتر از هیاهوی موسیقی تحت فشار هستید. حالا_دینگ، به همین سرعت_ از نقطه خوشایندتان بیرون افتاده اید، فقط اینبار فرا انگیخته شده اید. و احتمالا تا زمانی که با کسی در حاشیه مهمانی برای مکالمه ای عمیق جور نشوید، یا کلا آنجا را ترک نکنید و به سر مطالعه رمانتان باز نگردید، همان حس را خواهید داشت.


تصور کنید زمانی که از بازی نقطه خوشایند آگاهی داشته باشید ، چقدر بهتر آن را بازی خواهید کرد. می‌توانید برای کارتان ، سرگرمی‌ هایتان و زندگی اجتماعی‌تان چنان برنامه ریزی کنید که تا جای ممکن در نقطه خوشایندتان زمان بگذرانید. مردمی که از نقطه ی خوشایندشان آگاهی دارند ، قدرت ترک شغلی که برایشان خسته کننده است و شروع کارهای جدید و راضی کننده را دارند. آنان می‌توانند برمبنای خلق و خوی نفرات خانواده‌شان به دنبال خانه بگردند_ خانه هایی با صندلی های راحت کنار پنجره و خلوتگاه ها و سوراخ هایی برای درون‌گرایان و اتاق های نشیمن و غذا خوری بزرگ و باز برای برونگرایان. 

صفحه ۲۲۲ و۲۲۳


گاهی سخنرانان باید درمورد موضوعاتی سخنرانی کنند که چندان برایشان جالب نیست ، مخصوصا سر کار. باور من این است که این کار برای درونگرایان سخت تر است ، زیرا نشان دادن  اشتیاقی ساختگی برایشان دشوار است. اما منفعتی در این انعطاف ناپذیری پنهان است : اگر متوجه شویم که ناچار به سخنرانی های پی در پی درباره موضوعاتی هستیم که برایمان جذابیتی ندارد ، این انعطاف ناپذیری می تواند به ما انگیزه تغییرات شغلی ، اما ارزنده ای ، بدهد. شجاع ترین فرد کسی است که با شجاعت از عقایدش حرف می زند.

 صفحه 229


بدون توجه به مزایای بسیار زیاد سرخ شدن ، پدیده حساسیت شدید ، پرسشی آشکار را به ذهن می آورد. کسانی که حساسیت شدید داشتند چگونه توانستند از فرآیند بی رحم جداسازی در طول تکامل نجات پیدا کنند؟ اگر گونه های جسور و مهاجم به طور کلی موفق هستند ( که گاهی اینطور به نظر می رسد) ، چرا گونه های حساس هزاران سال پیش ، همانند قورباغه های نارنجی درختی ، از جمعیت انسانی جدا و نابود نشدند. زیرا شاید شما ، همانند شخصیت مثبت رمان رقص های بسیار بسیار طولانی ، با شنیدن ابتدای بداهه نوازی شوبرت ، بسیار بیش از شخصی دیگر دچار احساسات شوید و شاید بیش از دیگران از دیدن خرد شدن گوشت و استخوان یکه بخورید ، شاید از آن دسته کودکانی بوده اید که وقتی گمان می کردند اسباب بازی کسی را شکسته اند ، به شدت از خجالت و ناراحتی به خود می پیچید ، اما تکامل به چنین کارهایی پاداش نمی دهد.

یا می دهد؟

ایلین آرون در این باره نظری دارد ، او معتقد است که این حساسیت بالا در تکامل انتخاب نشد ، بلکه حالت محتاط و اهل تفکری انتخاب شد که معمولا با آن همراه است.

صفحه 255


ویلسون می نویسد :« هیچ شخصیت [حیوانی] برتری وجود ندارد ، بلکه تنوع شخصیتی وجود دارد که به وسیله انتخاب طبیعی بقا یافته است.»

صفحه  259


به ذات خود وفادار بمانید. اگر دوست دارید کارها را آهسته و پیوسته انجام دهید، اجازه ندهید دیگران باعث شوند احساس کنید که انگار مجبورید مسابقه بدهید. اگر از موضوعات عمیق لذت میبرید ، خودتان را محبور نکنید که به جست و جوی وسعت بروید. اگر انجام یک کار را به انجام همزمان چند کار ترجیح می دهید ، موضع خودتان را حفظ کنید. بی اعتنا بودن نسبی در برابر پاداش ، قدرتی نامتناهی به شما برای رفتن به مسیر خودتان می دهد. استفاده از آن استقلال برای کسب نتیجه ای خوب به خودتان بستگی دارد.

صفحه 300


منفعل بودن گاندی اصلا نشان از ضعف او نداشت. بلکه به معنای تمرکز بر هدفی نهایی و امتناع از منحرف کردن نیرو بر ستیزه های غیرضروری در طول مسیر است. گاندی معتقد بود که مقاومت ، یکی از بزرگترین ویژگی های اوست. و این مقومت ، از دل خجالتی بودنش زاده شد :

عادت به مهار افکارم به طور طبیعی شکل گرفته است. تا کنون تقریبا پیش نیامده است که کلمه ای بی فکر از دهانم یا قلمم گریخته باشد. تجربه به من آموخته است که سکوت ، بخشی از آموزش معنوی یک زاهد حقیقی است. مردم زیادی را می بینم که برای سخن گفتن ، بی قرارند . نمی توان گفت که همه این سخن گفتن ها سودی برای دنیا دارد. بلکه زمان زیادی است که تلف می شود. خجالتی بودن من در واقع سپر و محافظ من بوده است که به من اجازه رشد کردن داده و در پی بردن به حقیقت ، من را یاری کرده است.

صفحه  342


«فرضیه تخلیه هیجانی » _ مبنی بر اینکه اگر پرخاشگری را به طور سالم تخلیه نکنیم ، درون ما جمع می شود_ به دوره تمدن یونان باستان بر می گردد ، فروید آن را احیا کرد و در دوره «بیخیال دگران» در دهه 1960 که مشخصه اش کیسه مشت زنی و فریاد کشیدن های بدوی بود ، محبوب شد.

اما فرضیه تخلیه هیجانی ، افسانه است _ افسانه ای به ظاهر حقیقی ، افسانه ای جذاب ، اما فقط یک افسانه. مطالعات فراوانی نشان از این داشته اند که تخلیه باعث تسکین خشم نمی شود ؛ آن را تشدید می کند.

صفحه  395


سکوت / سوزان کین

نظرات (۱)

مطالعات فراوانی نشان از این داشته اند که تخلیه باعث تسکین خشم نمی شود ؛ آن را تشدید می کند.
چه جالب من برعکس این فکر می کردم.
پاسخ:
منم قبلا همین قکرو میکردم ولی یکم که بهش فکر کردم و تجربیات خودم رو به ذهنم آوردم دیدم هر دفعه که خشمگین شدم و بروزش دادم ، بعدش از خشمگینی خودم دوباره خشمگین شدم!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">