یادداشت ها

دلم دیوانه بودن با تو را می خواست

+ مهدی اخوان ثالث

+ دلتنگ شدم و باز نوشتم...

خود خرش نخواست، به من چه :(
من عاشقانه دوستش دارم و او عاقلانه طردم می کند
منطق او حتی از حماقت من هم احمقانه تر است...
شب غمگینی باید بوده باشه. با جای خالی او.
چه خوب که نوشتید. میشه کلی به اون "ن" زل زد.
چه شبهایی که اینطور سحر میشه :) ولی بالاخره سحر میشه.

آره خیلی دلم هوای نوشتن داشت ، ممنون :)
فکر نکنم دیگه بتونم همچین "ن" متناسبی بنویسم D:

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan