یادداشت ها

بخش هفتم : فضایل ما

این گزین گویه ها از این بخش از کتابِ فراسوی نیک و بد کمی بحث برانگیزه و  واقعا سوالهایی برام ایجاد شده که هنوز هم تا حدی جوابشون برام نامعلومه. همون زمان یک فایل صوتی از کاوه بهبهانی به دستم رسید که عنوان جلسه اولش این بود : 

نیچه و مسألۀ زنان (از مونا لیزا تا سوزی در بارِ فولی برژه)

و میتونید از این سایت دانلودش کنید : درسگفتار نیچه کاوه بهبهانی

جالب بود وقتی گوش کردم ولی خب باز هم به این چیزهایی که نیچه نوشته نگاه میکنم ابهام برام زیاد پیش میاد. هنوز نفهمیدم مفهوم زن از نظر نیچه یعنی چی؟ بالاخره زن آن چیزیه که نیچه در این گزین گویه هایی که درادامه مطلب آوردم هست یا زن ، مادر ابرانسان است؟

+ اینکه اینقدر سعی میکنم نیچه رو بفهمم دلیلش چیه؟

آنچه با موسیقی وجدان ما و رقص در جان ما نمی‌خواند، همانا نوحه خوانی و روضه خوانی و سربه زیری است.

[قطعه 216]


"و در باب عشق چه؟" _ مگر نگفته اند که کاری که از سر عشق کرده می شود می‌باید "بری از خودخواهی" باشد؟ وای از شما ابلهان! "و آن ستایششان از فداکاری چه؟" _ اما هر کسی که فداکاری کرده باشد می‌داند که در عوض چیزی را می‌خواسته و آن را بدست آورده است_ چه بسا چیزی از خود را در برابر چیزی از خود_ یعنی اینجا دست از چیزی برداشته تا آنجا چیز بیشتری داشته باشد، یا شاید برای آنکه از اساس ، بیش باشد یا خود را "بیش" احساس کند. اما این قلمروی از پرسش‌ها و پاسخ‌هاست که جانی دیریست درنگ در آن را خوش نمی‌دارد: و اگر از "حقیقت" نیز در چنین جایی انتظار پاسخ داشته باشیم چه بسا به روی خود نیاورد و خود را به خمیازه کشیدن بزند. باری او هم زن است و به زن نباید زور گفت.

[قطعه 220]


اوج شادکامی ما آنجاست که در اوج خطر باشیم.

[قطعه 224]


زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزارتر و دشمنخوتر از حقیقت برای زن نبوده است_ هنر بزرگ او دروغگویی است، و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیائید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می‌داریم و ارج می نهیم_ مائی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش به موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاهها و حماقتهای ظریفشان ، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید.

[قطعه 232]


هرگز آیا زنی ذهن زنی دیگر را ژرف و دل زنی را باانصاف شمرده است؟ و مگر نه آن است که تا کنون این زنان بوده اند که "زن" را ببش از همه سرزنش کرده اند _ نه ما؟

[قطعه 232]


ما مردان آرزو داریم که زنان بیش از این خود را با روشنگری رسوا نکنند: همان گونه که رعایت و محبت مردان در حق زنان بود که سبب شد تا کلیسا فرمان دهد: "زنان در کلیسا ساکت باشند!" و بخاطر خیر و صلاح زنان بود که ناپلئون به مادام دو استال خوش سر و زبان فهماند که "زنان در سیاست ساکت باشند!"  و به گمان من یک دوست واقعی زنان امروز به ایشان خطاب میکند که : "زنان درباره زنان ساکت باشند!"

[قطعه 232]


بلاهت در آشپزخانه؛ زن در مقام آشپز؛ تهی مغزی هولناکی که با آن خورد و خوراک خانواده و آقای خانه فراهم می‌شود! زن نمی‌فهمد غذا یعنی چه_ و بازهم میخواهد آشپز باشد! در کله زن اگر فکری می‌بود در طول هزاران سالی که پخت و پز به عهده او بوده است، می‌بایست واقعیات اساسی فیزیولوژی را کشف کرده و همچنین فن درمان را به اختیار در آورده بوده باشد. دستپخت بد زنانه، به علت غیبت محض عقل در آشپزخانه سبب شده است که رشد بشر این همه به درازا بکشد و این همه آسیب ببیند: امروز هم وضع چندان بهتر از آن نیست.

[قطعه 234]


مردان با زنان تاکنون همچون پرندگانی رفتارکرده اند که از بلندیهای ناشناس به سوی ایشان راه گم کرده باشد: همچون چیزی لطیف تر، آسیب پذیرتر، وحشیتر، غریبتر، دلنشینتر، حساستر_ اما چیزی که در قفس باید کرد مبادا که بگریزد.

[قطعه 237]


به خطا رفتن درباب مسئله اساسی "زن و مرد" و انکار ژرف ترین ستیزه، و ضرورت کشاکشی جاودانه دشمنانه میان آن دو ، و چه بسا خیال حقوق یکسان، آموزش و پرورش یکسان، خواسته ها و وظایف یکسان برای آن دو در سر مروراندن _ اینها همه نشانه ی نوعی سبک مغزی است، و متفکری که در چنین مکان خطرناکی سبکی خود_ سبکی غرایز خود_ را ثابت کرده باشد ، می‌توان با بدگمانی بدو نگریست و ، بالاتر از آن، او را رسوا و برملا شمرد: دست چنین کسی چه بسا کوتاه تر از آن است که به هیچ مسئله اساسی زندگی ، همچنین زندگی آینده ، و به هیچ ژرفنایی برسد. از سوی دیگر، مردی که جان و خواهش هایش ژرفایی دارد و همچنین از آن نیکخواهی ژرف بهره مند است که از خود سختگیری و جدیت نشان تواند داد و [باطن آن] بآسانی با [ظاهر] آن سختگیری و جدیت اشتباه تواند شد، چنین مردی درباره زنان جز به شیوه ی شرقی نمی‌اندیشد: او میباید زن را ملک خویش بداند، همچون مالی که در صندوق باید گذاشت و قفل کرد، همچون چیزی که سرنوشتش خدمتگزاری است و درین کار می‌باید بکمال رسد. 

[قطعه 238]


و اما در میان خرانِ دانشمند از جنس مرد نیز کم نیستند کودنانِ هوادارِ زن و فاسد کننده زن که زنان را اندرز می‌گویند که اینگونه زنانگی را از خویش بزدایند و به دتبال همه حماقتهایی روند که "مرد" اروپایی و "مردانگیِ" اروپا از آن بیمناک شده است_ کسانی که می‌خواهند زن را به سطح "آموزش همگانی" و حتی به روزنامه خوانی و سیاست بازی فروکشند. این گوشه و آن گوشه می‌خواهند از بانوان موجوداتی آزاداندیش و یاوه نویس بسازند_ گویی که زن بی پروا در چشم مردِ ژرف و بی‌خدا چیزی جز موجودی یکسر تهوع آور و خنده دار است.

[قطعه 239]


فریدریش نیچه / فراسوی نیک و بد / ترجمه داریوش آشوری

نیچه فلسفه جذابی داره جدای از نظراتش در مورد زنان
حتی نظراتش درمورد زنان هم جذابه بنظرم!
باید شرایط فرهنگی و زمانی که نیچه در اون بوده درنظر گرفت ، زن هایی که دور و برش بودند مادرش و خواهرش هر دو الگوی نامناسبی از زن رو به نیچه ارائه داده بودند...
البته هنوزم باید دراین مورد تحقیق شه
فکر کنم 2 تا کتاب از نیچه خوندم، در مباحث پیرامون زن که بماند کلا احساس میکنم باید اول مقدمه ایی بر نیچه بخونم بعد تفسیر و تاول و بعد تازه بشینم کتابهاشو بخونم
تو هر پاراگرافش احساس میکنی هم راست میگه هم تناقض با حرفهای دیگه اش داره

کدوم کتابا رو خوندید؟

برای نیچه بنظرم خودِ خوندن کتاباش و تعمق درشون مهم ترین منبع باشه...

1- چنین گفت زرتشت
2- اون یکی اسمش یادم نیست

15 سال پیش خوندم و خوب فکر کنم از دایره فهم من کمی بالاتر بود، چون سرگیجه می گرفتم :-)
15  سال پیش؟؟؟ چند سالتون بوده اون زمان مگه؟

نیچه خودش از فکرای خودش سرطان گرفت ماها آدمای عادی که دیگه هیچی :))
فکر کنم تازه دانشگاه قبول شده بودم یا پیش دانشگاهی بودم :-)))

بابا ما خیلی پیریم :-))
خب پس لازمه دوباره بخونید خیلی وقت گذشته از اون زمان :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan