یادداشت ها

اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc

جزء از کل 3

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۵۹ ب.ظ

1. به نظرم بیست و چند سالگی زمانی است که برای اولین بار با الگوهای نابود کننده ی زندگی برخورد میکنی.


2. یک پنجشنبه

درباره ترکیبات فرّار هوس و تنهایی حرف میزنم ، این دو آنقدر ترسناک و تحمل ناپذیر با هم ترکیب شده اند که بدنم جیغ می کشد روحم جیغ می کشدتا لمس شود لمس کند اطرافم پر است از زوج های تراشیده و بی نقص که انگار دارند می روند تا در مسابقه غیرقابل تحمل بین ستاره های سابق سریال های آبکی تلویزیون شرکت کنند ، باید جایی یک نفر برای من باشد.


3. عجیب نیست که مهمترین اگزیستانسیالیست ها فرانسوی بوده اند. طبیعی است که از هستی بترسی وقتی مجبوری چهار دلار برای یک فنجان قهوه پول بدهی.


4. تنهایی بدترین چیز دنیاستو مردم باید بخاطر تمام افتضاحاتی که در عشق به بار می آورند بخشیده شوند.


5. ازم پرسید قدم چقدر است. با پوزخند شانه بالا انداختم _ هرازگاهی یک نفر این سوال مسخره را از من می کند و از این که نمیدانم حیرت میکند. برای چی باید بدانم؟ دانستن اینکه قدت چقدر است به هیچ دردی نمیخورد جز اینکه بتوانی جواب سوال فوق الذکر را بدهی .


6. چیزی درونم از این که میتوانم صرفا با بودنم کسی را خوشحال کنم حرص میخورد ، چون بودنم به هیچ درد خودم نخورده.


7. من تحمل شنیدن نظران بقیه را ندارم چون مطمئنم یا دارند چیزهایی را که جایی شنیده اند تکرار میکنند یا نظراتی را که در بچگی به خوردشان داده اند غرغره میکنند. ببین ، هر کسی حق دارد نظر داشته باشد و هیچ وقت هم وسط حرف کسی که دارد نظرش را بیان می کند نمیپرم، ولی میتوانی مطمئن باشی چیزی که میگویند مال خودشان است؟ من که مطمئن نیستم.


8. عشق درونم وجود داشت و اتفاقی بر سر او ریخت. این را میگویم چون لعنتی فهمیده دوستش دارم. دوستش دارم ولی ازش خوشم نمی آید ، عاشق دختری هستم که ازش خوشم نمی آید. این هم از عشقت! این نشان می دهد عشق ربطی به طرف مقابل ندارد و آن چیزی که درونت است اهمیت دارد_


جزء از کل / استیو تولتز / ترجمه پیمان خاکسار


+ مورد ششم ، خودم حسش نکردم اما ، شناختم کسی رو که این حس رو داره ، دوست داشتن همچین فردی ، تباه کننده است...

نظرات (۱)

چی بگم؟ درواقع تمام بند های این پست و پستای قبلش رو دارم زندگی میکنم این روزها. گفتم فقط ابرازش کنم!

+مورد شش به نظرم غیر طبیعی می آد. ما وقتی طبیعتا خودمون رو وقتی دوست داریم که دیگران دوستمون داشته باشن. کسی که مخالف این حس کنه شاید بخاطر ترس از دوست نداشته شدن اینطور گارد میگیره مقابل کل قضیه. البته نخوندم کتاب رو. شایدم من اشتباه برداشت میکنم. شاید منم یه روز حسش کنم.
پاسخ:
منم در حین خوندنش مدام میگفتم این که منم... البته بجز بند ۶. 
رمان فوق العاده ای بود.

من فکر میکنم کسی که خودش رو دوست نداره ( حالا به هر دلیلی) و اعتماد به نفسی نداره ، نمیتونه بپذیره که کسی دوستش داشته باشه و فکر میکنه که ممکنه اگر کامل بشناستش ازش متنفر بشه یا بدش بیاد.

امیدوارم حسش نکنید. اونوقت کسی که دوستتون داره و ممکنه شماهم دوستش داشته باشید خیلی اذیت میشه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">