یادداشت ها

قوریِ کلاسِ آنالیز

استاد : یک تابع مثال بزنید که فقط در یک نقطه مشتق پذیر باشد.

دانشجو : مثلا تابعی که در اعداد گویا ، برابر با ایکس است و در اعداد گنگ برابر با صفر.

استاد: این تابعی که شما گفتی در نقطه صفر پیوسته است ولی مشتق پذیر نیست.

دانشجو: چرا مشتق پذیر نیست؟

استاد: شما به چه دلیل گفتید مشتق پذیره؟


سر کلاس آنالیز ریاضی این صحبتها شد، خیلی منطقی به نظر میرسه که وقتی کسی ادعایی میکنه، مسئولیت اثبات به عهده همون فرده. البته اگر فردِ مقابل برای ردِ ادعا هم بتونه دلیلی بیاره لطف کرده بهمون ولی باید توی زندگیمون ، کارمون، حرف زدنمون و عقایدمون برای ادعاهامون دلیل محکم داشته باشیم. اگر روزی اکثر مردم این یک منطقِ ساده را بفهمند و اجرا کنند ، زندگی راحت تر و بهتر میشد ، خالی از خرافات و حرفهای نابه جا و غلط و در غیر اینصورت این حرفها آنچنان در جامعه شیوع پیدا میکنند و همه گیر میشود که اگر چند انسان عاقل هم بخواهند درستش کنند یا به سختی میشود یا اصلا نمیشود.

به قول فرانتس کافکا :

مردم خسته تر و پریشان تر از آنند که فکر کنند ، برای همین به خرافات پناه میبرند.

یعنی عاشق اینم که از کلاس آنالیز نکته فلسفی و درس زندگی میکشی بیرون !
:)) 
ریاضی و فلسفه در هم تنیده ان. بعضی از ماها فقط یک جنبه ی ریاضی رو میبینیم...

آنالیز ریاضی از آن درس های شیرین که هر ترم با مهربانی نگاهش می کنی و موکولش می کنی به ترم بعد:))
واقعا شیرینه. ولی آنالیز ۱ استادمون خیلی داغون بود به سختی گذشت. اما این ترم مثل اینکه بهتره
والا من که چیزی نفهمیدم
برم بعدا بیام که حرف از ریاضی نباشه :)
:)) خیلی ریاضی نبود پری جان.
اولش یکم غلط انداره :دی
همون اولش رو گفتم دیگه :)
بقیه رو بخون روشن میشه اولش :) 
خوندم بوخودا :)
❤❤ فکر کردم اولشو خوندی ول کردی 😅
sorry
نه بابا خوندم 
فقط می خواستم مزاح کنم و البته اعتراف کنم به اینکه ریاضی هیچی بلد نیستم و خب طبیعیه چون انسانی خوندم :)
آره طبیعیه :) عوضش کلی تاریخ و فلسفه خوندی😍
خب آره. از این نظر هم میشه بهش نگاه کرد 
;)
اتفاقا ما هم این بحث رو خیلی تو دبیرستان داشتیم که میگفتیم هرکی به خدا و عالم لاهوتی و این چیزا اعتقاد داره خودش باید اثبات کنه وگرنه وجود نداره. ولی میشه طور دیگه ای هم نگاه کرد. اگه دانشجو به "جای حکم کردن" که تابع مشتق پذیره، "سوال میکرد" که تابع مشتق پذیره؟ اون موقع مشتق پذیری تابع می رفت توی تعلیق که نه حقیقت داره و نه حقیقت نداره. مثل وقتی میپرسیم عالمی ورای این عالم وجود داره؟ شاید ایمان هم از اینجا شروع میشه. وقتی در مقابل سه تا گزینه ی حقیقت و غیرحقیقت و تعلیق قرار میگیریم.
حالت تعلیق بنظرم همیشه ۵۰-۵۰ نیست. یعنی اگه چیزی در حال تعلیقه ، نه اثبات شده نه رد ، باز هم میتونیم یک سری احتمالات رو در نظر بگیریم که بهمون بگه تقریبا کدوم نگاه عقلانی تره..
ولی خب تعلیق هم گزینه ی خوبیه اگه همیشه معلق نمونه. فکر کنم چیزایی که همیشه معلقن هیچ فایده ای ندارن و دردی رو دوا نمیکنن.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan