یادداشت ها

آستانه فراموشی

گاهی حس میکنم حیرت انگیز ترین مفهوم ، گذر زمانه

اینکه چطور در زمان ، یه چیزایی که بی نهایت مهم بودن اهمیتشونو از دست میدن. خاطراتی که دلت میخواست تا ابد نگه داری از بین میره، احساسی که فکر میکردی همیشه داری کم کم محو میشه. خاطرات جدید و اتفاقات جدیدی میاد و چیزای دیگه ای اهمیت پیدا میکنن و بر سر همین ها هم همین بلایا میاد و هیچوقت هیچ اتفاقی دو بار نمی افتد...

و به گذشته که نگاه میکنی انگار همه اش یک خواب بوده، آنچه را که دوست میداشتی غریبه پیدا میکنی و آنچه را که برایش رنج کشیده ای بی اهمیت میبینی، جزئیات اتفاقات محو میشوند و کم کم خودشان...


پس، چطور میتوان هیچ قولی داد؟ چطور میتوان با کسی صحبت کرد؟ یا احساس خود را ابراز کرد؟ همه اینها چه ریسک بزرگی است. ناخودآگاه با فهمیدن همه اینها در تنهایی ات غرق میشوی و ترجیح میدهی که کس دیگری را وارد گذشته نکنی.


نمیدانم شاید لحظه ای از زندگی بیاید که زمان آهسته تر حرکت کند، شاید از آن زمان به بعد کمی احساسات پایدار تر شوند، شاید چیزهای واقعا مهم زندگی پیدا شوند، شاید... فکر میکنی پیدا میشه؟


+ چرا همیشه جوری مینویسم که انگار خودم رو به روی خودمم و دارم باهاش حرف میزنم؟ 

+ احمقانه نیست که دلت برای چیزی تنگ بشه که داری به سختی به یادش میاری؟ فکر کنم معنی دلتنگی همین باشد، آستانه فراموشی.

+ راه حل ؟ اول از همه از رنج و ملال دوری کن، دوم  : از چیزهای کوچک لذت ببر...

یکنواختی کسل کننده ای در سرنوشت انسان است. سرنوشت ما طبق قوانین کهن و غیر قابل تغییر، طبق ضرباهنگی منظم و دیرین به پیش می رود. رویاها هرگز به حقیقت نمی پیوندند و به محض اینکه آنها را بربادرفته می بینیم، یکباره متوجه می شویم که شادی های بزرگتر زندگی مان، دور از واقعیت بوده است. به محض اینکه رویاهایمان را بربادرفته می بینیم، بخاطر مدت زیادی که در ما ولوله برپا می کردند، از دلتنگی کلافه می شویم. تقدیر ما در فراز و نشیب امید و دلتنگی جریان دارد.

ناتالیا گینزبورگ.

عالی بود راه حل: خیّامی زندگی کن
چقدر خوب گفتند ایشون :)) ممنون 🌹🙏
فراز و نشیب امید و دلتنگی...

ولی همیشه هم اینجوری نیست ..

ممکنه نباشه...
خیلی سخته فکر کردن به این که حتی احساس و تفکری که همین الان داریم هم به چشم آدمی که تو آیندمون میشیم احمقانه‌ست. انقدری آزاردهنده‌ست که باعث میشه تصور همیشگیمون از خودمون یه آدم احمق باشه، با فرض اینکه هر حالی یه روزی گذشته میشه
متاسفانه واقعیت همینه و تنها راهی که واسش پیدا کردم اینه که هی بهش فکر نکنیم!
ولی مقایسه کردن خودت با گدشته خودت هم میتونه خیلی موثر باشه ، اینکه بگی خوب من تغییرات خیلی مثبتی کردم و بزرگ تر شدم و از این جهت خوشحال بود که ثابت نموندیم یا خنگ تر نشدیم! 
یچیز طبیعیه این روند و گذشت زمان واسه همین باید باهاش کنار اومد اونم صلح آمیز وگرنه خودمون از پا درمیایم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan