یادداشت ها

دوست های پسر دوست داشتنی

دلم یک دوستِ پسر می خواهد (با کسره بعد از ت) که بعد از ظهر های زمستان بیاید برایش قهوه دم کنم و او رو به رویم بنشیند برایم شاملو و مشیری وفروغ بخواند و من برایش از سعدی و حافظ و مولانا بخوانم ، از طعم قهوه خوشش بیاید و با نگاهی به فنجانِ ته کشیده اش به من بفهماند که یک فنجانِ دیگر قهوه میخواهد...


گهگاهی روی میز یا نیمکتی کنار هم بشینیم و موسیقی سنتی گوش بدهیم... او کتاب در دست شعرهایی را برایم بخواند یا قلم در دست شعر بنویسد برایم و من آنها را با مرکب ونی  روی کاغذ خطاطی کنم

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که
 هر وقت تهران بودیم با هم برویم زیرزمین های انقلاب را بگردیم و در کتابهای دوست دوم غرق بشویم و از بوی کتابهای قدیمی مست بشیم و بخش های جالب کتابها را برای هم بلند بلند بخوانیم و به موسیقی که فروشنده ی پیر و پرذوق آنجا دارد پخش میکند گوش بدهیم  و توی راه برگشتنمون آهنگ رو با لب هامون زمزمه کنیم ...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که هر زمانی وقتی به بخش های جالب کتاب رسیدم آن را برایش بنویسم و ارسال کنم... شب زنگ بزند و نظرش و احساسش را درموردش برایم بگوید. و بعدش کتابها و فیلمهای خوب معرفی کند و من آنها را در صف خواندنی ها و دیدنی هایم قرار دهم...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که با هم خیابانها را پیاده روی کنیم و توی راه چشممان به یک دست فروش بیفتند و من از آنجا برایش یک دستبند بخرم و به دستش ببندم و او با خوشحالی هر چند دقیقه یک بار نگاهش کند ، توی دستش بچرخاند و لبخند بزند...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که عاشق کلاه های مختلف باشد و من هر وقت میبینمش اولین کاری که میکنم این باشد که کلاهش را از سرش بردارم و روی سر خودم بگذارم و باشیطنت بخندم و او باز لبخند بزند

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که برایش نظریه های علمی و داروینیسم و فرگشت و جهان های موازی و سیاهچاله ها و ستاره ها و فیلمهایی که دیده ام و کتابهایی که خوانده ام و از اپیکور تا نیچه و سارتر و
راسل و از نظریات فروید و یونگ و ادلر برایش حرف بزنم و او هر چند گاهی نمیفهمد چه می گویم!! چون خودم هم نمیفهمم چه میگویم!! با حرفهایش مرا همراهی کند... سوال های گوناگون مطرح کنیم و با هم جوابهایش را کشف کنیم...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که هر وقت دلم گرفته بود بتواند با حرفهایش و جوک هایش و مزه پرانی هایش خنده بر لبانم بیاورد.

گاهی که نیاز به گریه کردن دارم سرم را روی سینه اش بگذارم و پیراهنش را از اشک هایم  خیس کنم و تنگ مرا در آغوشش بفشارد وآرامم کند ...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که در پاییز ، وقتی که قلبش از عشق تپید... اولین نفر به من زنگ بزند ، از احساسات عاشقانه اش نسبت به آن دختر برایم بگوید ، زیباییش را برایم توصیف کند و آرزوهایش و نگرانی هایش را برایم بگوید و گاهی بخاطر دختر بودنم از من نظرخواهی کند... و بعد بگوید : مرسی بخاطر وجودت

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که  بعد از ظهرهایی که دلمان برای هم تنگ شده است قرار بزاریم برویم گردش.. خودمان را با بستنی شکلاتی و دارک  با کلی شکلات رویش و آب طالبی و شیر موز خفه کنیم و بعد برویم پارک و دوچرخه قرض کنیم و تا میتونیم دوچرخه سواری کنیم و بعد خسته روی نیمکتی بشینیم و من به موهایش که باد آنها را به هم ریخته دست بکشم و صافشان کنم وبه تاریک شدن هوا و غروب خورشید نگاه کنیم ، دوربین را از کیفم در بیاورم و عکسهای غروب را باهم ثبت کنیم...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که صبح زود زنگ بزند بیدارم کند بگوید سریع حاضر شو بیام دنبالت بریم دریا ...
من هم سریع آماده شوم و صبحانه ای مختصربرای هر دویمان آماده کنم ، در جعبه ای بگذارم و به ساحل که رسیدیم سریع کفش هایمان را در بیاوریم خنکی ماسه ها را زیر پاهایمان حس کنیم و به دریا بزنیم... کلی هم دیگر را خیس کنیم و بعد مسابقه بگذاریم ببینیم کی بیشتر میتواند توی آب نفسش را حبس کند و بعد که پرتوهای خورشید را روی تنمان حس کردیم بیایم روی ساحل بشینیم و صبحانه مان را بخوریم ...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که بعضی از شبها تصمیم بگیریم در حیاط خانه هایمان دراز بکشیم و تا لحظه ای که خوابمان میبرد ستاره ها را بشماریم .... صبح که بیدار شدیم برای هم تعداد ستاره ها را پیامک کنیم و مثل همیشه من ستاره هایم کمتر باشد ...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که روز و تاریخ کنسرت های کلاسیک را بداند ، هر وقت موزار یا بتهون یا شوپن یا باخ  در اجراها بود با شوق به من خبر بدهد و سریعا دوتا بلیط بگیریم و حتی اگر کیلومترها دور باشیم خودمان را به کنسرت برسانیم... (اگه اروپا زندگی میکردیم این قسمتش خیلی بهتر میشد ♥ ...)

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که شب ها با هم دعوایمان بشود سر اینکه چه فیلمی را اول ببینیم! آنقدر کوتاه نیاید که راضی شوم بگویم : باشه فیلم تو رو میبینیم... بعد لبخند پیروز مندانه ای بزند و بگوید : فیلم خودتو میبینیم ;) فردا فیلمِ من...
حینِ فیلم دیدن هم کم حرف بزند ولی وقتی فیلم تمام شد نتواند جلوی خودش را بگیرد و یک ریز نظریاتش رو برایم توضیح دهد...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که از برنامه هایم و کارهایی که دلم میخواهد انجام بدهم برایش بگویم و از کم بودن زمانم شکایت کنم و او کمکم کند تا اولویت هایم را مشخص کنم و یک به یک پیگیر کارهایم باشد و مرا به فعالیت بیشتر تشویق کند و من هی بخاطر بودنش خوشحال باشم...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که هر وقت همدیگر را دیدیم برای هم یک یادگاری داشته باشیم و درزمان خداحافظی به هم هدیه کنیم...

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که اینقدر حرف زدنش را دوست داشته باشم که وقتی میخواهد برود دلم تنگ شود برایش

دلم یک دوستِ پسر میخواهد که کنارش هیچوقت نگران این نباشم که اگر سراغی ازش نگیرم فکر کند دوستش ندارم یا فراموشش کرده ام وهیچوقت نگران این نباشم که نکند از حرفهایم دلخور شود ، نکند خسته شود ، نکند برود ...

دلم یک دوستِ پسر ( همچنان با کسره ت ) میخواهد که ...

 
+ دلم دوست پسر (با ت ساکن) یا به قول بعضی ها دوس پسر نمیخواهد.... به هیچ وجه...

+ جایی خواندم همچین متنی را... دوست داشتم برای خودم، مخصوص خودم بنویسمش...

اینطوری که گفتی منم دلم خواست :-)
خیییییلی خوبه اینطوری :-)
چایی باشه بهتره :))) 
من معتادم به قهوه :))
عزیزم من از این متنت خیلی خوشم اومد، (جایی منتشرش نمی کنم ...) می خوام اجازت اگه میشه کپیش کنم توی لیست مطالب مورد علاقه ام و در اینده منم مخصوص خودم بنویسمش :) ...
می شود بانوجان؟ :)
حتما عزیزم خوشحال میشم ♥ 
حتما بنویس :)

مگه اینطوری هم میشه؟؟؟!!!

عجبا!

^_^

توی افکارم که شده فعلا :))

D:
این ویژگیایی که گفتی چندان با دوستْ پسر (ساکن روی ت) فرقی نداشت :))))
دوستِ پسر (کسره‌ی ت) فقط می‌شه باهاش دلقک‌بازی دراورد و مسخرگی کرد :)))))
ایشالا یکی ار این نوع ساکن دارش و خوبش نصیبت می‌شه توئم نصیب اون می‌شی زندگی گل و بلبل می‌شه کلا
خوب برای من که یکم باز و به قول بعضیا اروپایی به مسائل فکر میکنم خیلی متفاوته... دوستْ پسر (ساکن روی ت) خیلی متفاوت تره ...

:)) زندگی همه گل و بلبل  باشه همیشه ;)
والا یه همچین موجودی فکر نکنم پیدا بشه ؛ باید بدین بسازن :)
ولی قبول دارم داشتن یه همچین دوست اهل دل و همفکری نعمته حالا چه پسر و چه دختر . و البته کمیاب ....
اوهوم خییییییلی آرمانی شده :) حرفتونو قبول دارم
دخترش با پسرش خیلی متفاوته... نمیدونم آیا شما هم حسش کردید یا نه... ولی گاهی اوقات اونجور که برادرم یا پدرم باهام حرف میزنن و صداشون آرامش و حس بهتری بهم میده نسبت به هر جنس موافق دیگه ای...

خیلی کمیابن واقعا... من که تقریبا ناامیدم :))
منم دوست پسر میخوام :/
با ساکن روی ت :/
اونم خوبه ;) 
پیدا میشه
مقسی بانوجان :-)
♥♥♥
همچین دوستی هایی اگه امکان شکل گیری در فضای حساس جامعه ی ایرانی داشته باشه واقعا فوق العاده ست..رابطه هایی به دور از حساسیت ها و انتظارات..بی مسئولیتی نه ، اما فارغ از مسئولیت ها بودن..آزادی..
واقعا فوق العادس... ولی احتمال شکل گیریش خیلی خیلی کمه... مخصوصا برای من... اینها فقط چیزهایی بود که دوست داشتم... توی افکارم بودند و واقعی شدنشون بعیده...
کاملا با حرفاتون موافقم
هر وقت با پسرها مکالمه ای دارم... مدام باید نگران این باشم که نکنه به من علاقه ای فراتر از دوستی پیدا کنند ،نکنه وابسته بشند ( من خودم معمولا حساسیت و انتظار ندارم توی روابطم ولی واقعا اذیت میشم وقتی طرف مقابلم همچین حسی پیدا میکنه و حساس میشه و متوقع) 
شماره داداشتون چند بود؟! D:
D:
0936...
اووووم دلمون خواست ماهم :)
:) :)
به به :|
اینجا چه خبره :|
:))
D: 

click
مدی کلیکت کلیک نمیشه... :(
حالا تو ادرسه
ای جان ^_^ آل استارشو ;) یدونه کپ همین داشتم :)
مرسییی
با این حساب دلت بسوزع😝
داری؟ :) خوشبحالت پس ;)
این پست جالب از دستم در رفته بود :دی شکار خوبی بود !

شبیه چیز هایی است که توی فیلم های هالیوودی نشان میدهند و آخرش هم آن رابطه به سطح دیگری انتقال پیدا میکند و تهش هم هار هار گریه و اینها. 
به نظرم هیچ جای دنیا زن و مرد نمیتوانند کنار هم ترکیب پایداری تشکیل دهند. مثل هم زدن یه ترکیب از آب و روغنه ... وقتی دستت از هم زدن خسته بشه .. دوباره از هم جدا میشن و روغن میاد روی آب .. (یا برعکس ؟ شت به کنکور) 
شکار :))

بله واقعامیفهمم چی میگید ولی خوب همچین روابطی هم بالاخره احتمال شکل گیریشون هست... هرچند کمه ...

شت کنکور :))
حالااین دوست پسربااین همه شرایط کجاپیدامیشه..............
ایشاالله پیدامیشه............
بگردی پیدامیشه..........................

گشتنی نیست ... یهو دیدی اومد خودش :) 
واقعیت اینه که من سالهاست دنبال یه دوست دختر می‌گردم که بی‌هیچ‌دغدغه‌ای دوست باشیم. دوستانی که اهل کتاب و فکر و آرامش اند.
مچکر. اما من فعلا نمیتونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan