یادداشت ها

جهان ، حقیقت یا واقعیت؟

خیلی وقت بود میخواستم درمورد یچیزایی بنویسم...

یکی از دوستام فیلم Shutter island رو معرفی کرده بود و قرار شد که بعد از اینکه دیدمش درموردش با هم حرف بزنیم...

فیلم که فوق العاده بود ^_^ توصیه میشه که حتما ببینید..

ولی در بین حرف زدن درموردِ فیلم به واژه های حقیقت و واقعیت برخوردیم و تصمیم گرفتیم که درمورد این دو واژه فکر کنیم و تفاوت معناییشون رو پیدا کنیم... چند روزی درموردِ این دو واژه فکر میکردیم. 

ما حقیقت رو خیلی جاها استفاده میکنیم. به نظر من اگر قرار باشه حقیقتی وجود داشته باشه اون حقیقت یکتاست...

یعنی دوتا حقیقت همزمان نمیتونند وجود داشته باشند!

و من به این نتیجه رسیدم که حقیقت اکثرا به معنی واقعیته! یعنی میشه اصلا نگفت حقیقت بجاش گفت واقعیت...

و جاهای دیگه ای که حقیقت استفاده میشه هم غلطه! مثلا افرادی که پیدا میشن و ادعا میکنند که به حقیقت رسیدند و میخوان بقیه رو هدایت کنن!

و به نظر من حقیقت اگر باشه ما هیچوقتِ هیچوقت نمیتونیم اونو بفهمیم چون ما به طور کلی توی یه جسم محدودیم (رجوع شود به این پست که خیلی بی ربط نیست به این موضوع)

آخرش نتیجه بحثمون شد این که بیایم حقیقت رو از فرهنگ لغات حذف کنیم چون هیچ کاربرد مستقل از واقعیتِ درستی نداره D:


+ هر کس ادعا کرد حقیقت پیششه بدونید یا احمقه یا شما رو احمق فرض کرده!


+ مشخص بود با عجله نوشتم؟؟احساس میکنم همه استدلال هام ناقصه!

والا جدیدا خیلی تو این زمینه ها نظری ندارم :/
ولی کاش حقیقت رو اول در قالب واژه ها تعریف میکردید بعد فرقش رو با واقعیت میسنجیدید .
مثلا میگیم حقیقت گزاره ایست که غیرقابل رد کردن باشد و نتوان در صحتش شک کرد .
اینجا شهید مطهری یه حرف عجیبی میزنه ! که خودمم نمیدونم درسته یا غلط .
میگه اگر بگوییم که حقیقتی وجود ندارد در واقع داریم میگیم که ما به این حقیقت رسیده ایم که نمیتوان به حقیقت رسید ! یعنی خودمون داریم حرف خودمون رو نقض میکنیم . و قاعدتا باید در صحت همین جمله ی "نمیشود به حقیقت رسید" هم شک کرد .
به قول شما اگه ما محدودیم و نمیتونیم به هیچ نتیجه ای برسیم پس چطور به این نتیجه رسیدیم که نمیشه به نتیجه رسید ؟
شما؟ تو این زمینه ها نظری ندارید؟ عجیبه واقعا...
حقیقت از لحاظ واژه ای هیچی نیست! اصلا بنظرم یه کلمه است واسه اینکه دیگران حق رو به خودشون نسبت بدند !
یجور توهم ذهنیه...
نمیشه به حقیقت رسید خوب من واقعا مشکل این جمله رو نمیفهمم... مثل این جمله است : نمیشه به عدالت رسید...
عدالت و حقیقت چیزهایی ساخته ذهن ما هستند که انسان نمیتونه بهشون برسه! اصلا نمیشه بهشون رسید.
اینم بگم که انسان محدود هست ... 
به قول من ما محدودیم و به بعضی چیزها میتونیم برسیم و به بعضی چیزها نه... هیچوفت نگفتم انسان نمیتونه به هیچ نتیجه ای برسه... به هر نتیجه ای برسه با توجه به محدودیت هاشه و یک واقعیت به دست میاد... حرفی از حقیقت زده نمیشه... اصلا حقیقتی وجود نداره... بخاطر همینم تصمیم به حذفش گرفتیم از فرهنگ لغات چون هیچ تعریفی نداره...
همونطور که عدالتی وجود نداره

وای نفهمیدم چی گفتم اصلا... خیلی آماتورم تو این حرفا... بیخیالشون شید D:
شاتر آیلند که عالیه! من عاشقشم!

+چقدر این پست منطقی بود! 
به دو کلمه که از نمای نزدیک نگاه میکنم؛بنظرم حرفتون درسته :/ عجیبه!
عجیبه واقعا! چجوریه که حرفام درسته ؟ D:
پنیر سوییسی بازی با کلمات کرده به نظرم :/ خط آخر کامنتش شبیه جمله های تناقضیه ... نه یک استدلال درست
:) یجورایی خودمم همین فکرو کردم... ولی خوب تا حدی هم بد نمیگه... ولی خوب استدلالش درست نیست...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan