یادداشت ها

تمدن و ملالت های آن (4)

این کتاب هم تموم شد :) قسمت هایی از فصل چهارم رو هم نوشتم بقیه رو هم کم کم تایپ میکنم... هر چند باید کل کتابو خوند تا فهمید! هر چند ممکنه کل کتابو بخونی بازم نفهمید مثل من! ولی خب خوندنشون بد نیست :)


1

پس زندگی مشترک انسانها پایه ای دوگانه داشته است ، یکی اجبار به کار کردن ، گه از بیرون تحمیل میشد و دیگر نیروی عشق که باعث میشد که مرد نخواهد از ابژه جنسی اش (یعنی زن) محروم باشدو زن نخواهد از کودکش ( که بخشی از بدنش بوده است ) جدا شود. چنین بود که عشق و ضرورت اولیای تمدن شدند.

 

2

با همه مشکلاتی که در راه عشق وجود دارد ، اقلیتی کوچک ذاتا این امکان را دارد ، که سعادت را از این راه بیابد. این اشخاص به این نحو از مورد تایید قرار گرفتن از جانب معشوق بی نیاز می شوند که به عشق ورزیدن خود بیشتر ارج می نهند تا به مورد عشق واقع شدن ، و به این نحو در برابر از دست دادن معشوق از خود محافظت میکنند که عشقشان را فقط به یک آبژه معطوف نمی کنند ، بلکه به همه انسان ها به طور یکسان عشق می ورزند و از نوسانات و سرخوردگی های عشق جنسی به این طریق جلوگیری میکنند که از هدف عشق روی میگردانند و سایق را تبدیل به محرکی میکنند که از رسیدن به هدفش جلوگیری شده

این گونه آمادگی  برای عشق ورزیدن به همه انسان ها و جهان بلند ترین مقامی است که انسان می تواند به آن دست یابد . با این که هنوز در مرحله ابتدایی بحث هستیم ، مایلم دو تردید اساسی خود را درباره این نقطه نظر ابراز کنم ، عشقی که تفاوت قائل نشود به نظر می رسد که تا اندازه ای ارزش خود را از دست بدهد ، به این معنی که به ابژه ی عشق ظلم میکند دیگر اینکه همه انسانها ارزش دوست داشتن ندارند.

 

3

زنان که در آغاز تمدن آن را با عشق خود پایه ریزی کرده بودند شروع به ضدیت با جریان تمدن میکنند و تاثیر بازدارنده و کند کننده ی خویش را گسترش می دهند. زنان نماینده منافع خانواده و زندگی جنسی هستند. کار فرهنگی مرتبا بیشتر به عهده مردان گذاشته شده است و آنان را دائما با مسائل دشوار تری رو به رو میکند و مجبور به والایش سایق ها میکند ، کاری که زنان کمتر از عهده آن بر می آیند . از آن جا که مقدار انرژی روانی ای که مرد در اختیار دارد ، نامحدود نیست ، باید وظایفش را با پخش کردن مقرون به مصلحت لیبیدو انجام دهد.

 

4

نتیجه ی این اقدامات محدود کننده ، ممکن است این باشد که کسانی که عادی هستند و از نظر بنیه مانعی ندارند ، بی آنکه چیزی را از دست بدهند ، همه علایق جنسی شان را به راه های مجاز بیندازند . اما عشق جنسی به جنس مخالف که مانع قانونی ندارد ، باز هم با محدودیت قانونی تک همسری خدشه دار میشود . تمدن امروزی به روشنی به ما میفهماند که رابطه جنسی فقط بر مینای وابستگی جدایی ناپذیر بین یک زن و یک مرد مجاز است و از جنسیت به عنوان سرچشمه ی مستقل لذت خوشش نمی آید و آن را تنها به این علت حاضر است تحمل کند ، که وسیله ی دیگری به منظور تولید مثل وجود ندارد.


یه کم تخصصی شد یه جاهاییش . مثلا اصطلاحات "سایق" و "والایش سایق" و "لیپیدو" و این چیزها که نفهمیدم منظورشو . ولی اون کلیت پاراگراف ها رو فهمیدم . خیلی برایم جالب بود ممنون از معرفیش .
درواقع به خیلی از این مسائلی که مطرح شد خودم فکر کرده بودم در حد بضاعت خودم :))
 . به خصوص همین مورد آخر که تمدن "از جنسیت به عنوان سرچشمه ی مستقل لذت خوشش نمی آید."
+این کتاب یحتمل از این کتابای کنار خیابونیه نه ؟:))تو کتابفروشیا پیدا میشه یا باید از انقلاب بخرم ؟
آره تخصصیه یه جاهاییش حتی خودمم که از اول کتابو خوندم خوب متوجه نشدم... ولی خوب منظور تقریبا فهمیده شد 😊
این کتابو من اردیبهشت از نمایشگاه گرفتم از انتشارات ماهی ترجمه محمد مبشری 😊 
پیداش کنید حتما 😉
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
اصولا ما از اولاد آدم نیستیم و این افتخار را درست به شما واگذار می کنیم :)

لینک کانال تلگرام مربوط به کتابها :
https://t.me/Mybooksland1

لینک کانال تلگرام با موضوعات مختلف:
https://t.me/xCrimes

لینک بلاگم برای کسایی که ممنوع البیان هستند.
http://likk.ir/icpFLc
Designed By Erfan Powered by Bayan